امروزه قریب به 253 میلیون نفر به نوعی دچار نقصی در بیناییشان هستند. مایکروسافت قصد دارد این افراد را با محصولاتش در بر بگیرد و آنها را جزئی از نیروی کار خود کند.
میتوان گفت مهمترین و با ارزشترین حس از حواس پنج گانه بینایی است. معمولاً به علت افزایش سن بینایی دچار ضعف میشود و برای رفع این مشکل باید به استفاده از عینکها و لنزهای طبی روی آورد. اما برای کسانی که از بدو تولد نابینا هستند یا کسانی که بیناییشان را در طول زندگیشان از دست دادهاند، چنین ابزارهایی کمکی وجود ندارد و راه حلی جز سازش برای آنان نیست.
یافتن شغل و استخدام شدن برای فردی نابینا میتواند چالش بزرگی باشد. افرادی که صلاحیت کمتری دارند ولی بینایی سالمی دارند معمولاً به جای افراد نابینا استخدام میشوند، گرچه این افراد میتوانند همان کار را نیز انجام دهند و حتی شایستهتر هستند. دسترسی به تکنولوژی روزمره نیز ممکن است برای این افراد محدودتر باشد. از لحاظ تاریخی، تکنولوژی هیچوقت به گونهای نبوده که تمام افراد با قابلیتها و ویژگیهای مختلف را در بر گیرد.
مایکروسافت به دنبال پیدا کردن اشکلات در استخدام و طراحی محصولاتاش در این سیاست جدید خود است:
تیم طراحی ما تعریفها و معناهای مختلف از یک طراحی کلی و همگانی را کنار هم گذاشتهاند و طرحهای جدید به هیچ گروه افرادی، چه سالم چه معلول، نداشته و ندارند.
شناخت نیازهای نابینایان
افراد با بینایی سالم، آنچه در اطرافشان است را با بینایی خود میبینند و آن را درک میکنند یا به آن واکنش میدهند. افراد نابینا با تکیه بر حسهای دیگر یعنی چشیدن، بو کردن، لمس کردن و شنیدن آنچه افراد بینا میبینند را درک میکنند. طبیعتاً این حسها قادر به درک چیزهایی مانند حالتهای چهره، متون چاپ شده و برخی فعالیتها نیستند. استفاده از یک کامپیوتر، معاشرتها و تعاملهای اجتماعی و بودن در محیطهای بزرگ برای فردی نابینا بسیار دشوار است.
ابزارهای سهولت استفاده (یا ابزارهای Ease of Access که در منوی استارت قرار دارند) مانند ذره بین، متن خوان و حالت High Contrast به افراد با مشکلات بینایی در استفاده از ویندوز کمک زیادی میکند. دیدن اینکه این ابزارها پر استفاده هستند نیز خود امید بخش است. ساکیب شیخ (Saquib Shaikh) مهندس نرم افزاری در مایکروسافت است و او نابیناست. او از تکنولوژی متن خوان در Visual Studio استفاده میکند و به او این قابلیت را میدهد که همانند یک فرد بینا و سالم، خلاقانه و حرفهای برنامه نویسی کند. سرعتی که متن خوان او برایش متنها را میخواند به قدری زیاد است که برای افراد عادی قابل فهم نیست، اما او برای اینکار گوشهای خود را تمرین داده است و به آن عادت کرده است.
اگر مایکروسافت شیخ را به خاطر نابینا بودن او استخدام نمیکرد، یا اگر ویندوز به گونهای طراحی میشد که فقط اخصاص به افراد سالم و بینا یا گروه دیگری از افراد داشت، سرمایههایی که مایکروسافت از دست میداد تقریباً غیر قابل تصور بود. موضوع شگفت انگیز دیگر خلاقیت شیخ در استفاده از هوش مصنوعی و ساختن تکنولوژی قدرت مندی است که به نابینایان کمک میکند دنیای اطرافشان را ببینند.
برنامهی Seeing AI
مدیر اجرایی مایکروسافت، ساتیا نادلا، شیخ را در کنفرانس Build Developer در سال 2015 معرفی کرد و شیخ در آنجا برنامه منحصر به فرد خود را نیز معرفی کرد.
او برنامهای ساخته است که از یک هوش مصنوعی برای دیدن دنیای اطراف از طریق یک عینک مخصوص استفاده میکند. محیط اطراف پس از مشاهده شدن توسط عینکها، به شخصی که در حال استفاده از این عینک است از طریق صدا شرح داده خواهد شد.
این تکنولوژی قادر است حالتهای چهره، جنسیت فرد، سن، کارهایی که افراد در حال انجام دادن آن هستند را تشخیص دهد و حتی متون چاپ شده را بخواند. واقعاً حیرت انگیز است که چگونه یک فرد نابینا با استفاده از تکنولوژیهای مایکروسافت به نابینایان این قدرت را میدهد که همانند افراد بینا قادر به درک دنیای اطراف خود باشند. این تکنولوژی جدید سرانجام به ساخته شدن برنامه Seeing AI منجر شد که هم اکنون در اپ استور برای دانلود موجود است.
این سیاست جدید مایکروسافت هدف و همبستگی به یک تیم میبخشد و روحیهی نوآوری را در آن پرورش میدهد و بدون آن ممکن بود چنین چیزی رخ ندهد. مقام و موقعیت شیخ، دستآوردها و مشارکتهای او در رفع نیازهای دیگران نشان میدهد که دو طرفین این سیاست باید همواره به هم پیوسته باشند. کسانی که معرفان بازار این محصولات هستند باید خود جزء کسانی باشند که در آن کار میکنند. اینکار به افراد همدلی میبخشد که که دیگران ممکن است در مورد خود آن را نادیده بگیرند.

نه تنها تکنولوژی، بلکه تجربیات هم قابل دسترسی خواهد بود
آموس میلر (Amos Miler) یکی از کارکنان مایکروسافت است که نابیناست. او میگوید کار کردن در مایکروسافت همانند کارکردن در یک فروشگاه اسباب بازی است. او در ادامه درباره نقش تکنولوژی در قابل دسترسی ساختن تجربیات یک فرد میگوید:
دسترسی دیگر به معنای در دسترس بودن یک صفحه نمایش یا چگونگی کارکردن شما با یک دستگاه نیست. دیگر فقط درباره آن است که آیا تجربیات شما از محیط پیرامونتان یا افرادی که همراهشان هستید و چیزهایی که انجام میدهید، اگر با تکنولوژی همراه باشند قابل انتقال و دسترسی هستند یا نه.
اینطور که معلوم است، هدف فقط توانا کردن افراد در استفاده از چیزهای مختلف نیست، بلکه انتقال و قابل دسترسی بودن تجربیات است. اینگونه با دیگران در مشکلاتشان شریک خواهیم بود و با هم به دنبال راه حل برای رفع آنها خواهیم بود.
هدف در برگرفتن همهی افراد است
درست مانند زمانی که ایدهی حقوق شهروندی بدون پشتیبانی کسانی که مستقیماً تحت تاثیر این ایده نبودند تحقق نمییافت، سیاستهای یک شرکت در برگرفتن همهی افراد به موفقیت نمیرسد مگر اینکه افراد عادی و بدون معلولیت از آن پشتیبانی کنند.
همگی میتوانیم با مشارکت در این حرکت، همه افراد با هر نوع توانایی و خصوصیت را در چیزهایی که برای ما قابل دسترسی است شریک کنیم. اولین قدم، قبول کردن خصوصیت ذاتی همهی ماست، و آن همدلی است. پس از قبول آن، حساستر از قبل به موانع بر سر راه افراد در شریک شدن در تجربیات هم دیگر خواهیم بود. این همدلی است که چشمان ما را به دنیا میگشاید.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان