
داستانهای آینده شرح حال یکی از هموطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هموطن در دنیای فنآوری همراه میشویم. در قسمت پیشین آقای کانازاده از جشن خرید عینکهای اپل و سپس تحولات درونی خویش با شما سخن گفت. در این قسمت خواهیم دید که او علاقهی جدیدش چه خواهد کرد. با ما همراه باشید.
جشن خرید عینکهای اپل به هر شکل که بود بالاخره تمام شد، اما اندیشهی خرید یک عینک ویندوزی در ذهن من در حال قوت گرفتن است. ماجرا را با همسرم مطرح میکنم، تا شاید راهی جلوی پایم بگذارد. اما او طبق معمول به جای کمک به من، مسئله را با دنبالکنندگانش در اینستاگرام در میان میگذارد. نتیجه این که نود درصد از مردم پیشنهاد میکنند این ایدهی احمقانه را از ذهنم خارج کنم و ده درصد هم همراه با ایموجی قلب و بوس مینویسند: «پیج زیبایی دارید. به صفحهی ما هم سری بزنید.»
میبینم اینطوری نمیشود. گویا دور تا دور مرا آیشیپها گرفتهاند و هیچکس مرا درک نمیکند. بنا بر این باید خودم دست به کار شوم. تصمیم میگیرم در اینترنت سرچ کنم و ببینم در دنیا چه خبر است. دست به کار میشوم و در مدت کوتاهی میفهمم که بیشمار وبسایت انگلیسیزبان و فارسی و هر زبان دیگری هستند که اخبار تکنولوژی را منتشر میکنند و من از وجودشان بیخبر بودهام. این احساس به من دست میدهد که از تمام دنیا عقب افتادهام. در نتیجه به شکلی دیوانهوار شروع میکنم به خواندن میلیونها مطلبی که در این سایتها تلمبار شده است. خدا را شکر که سرویس ترجمهی گوگل آنقدر پیشرفت کرده است که نیازی ندارم انگلیسی یاد بگیرم. آن زمان که ما بچه بودیم از این خبرها نبود و گوگل ترنسلیت فقط به درد ترجمهی کلمهها میخورد.
در طول سه ماه از صبح تا شب در اینترنت چرخیدم و سعی کردم بفهمم در دنیای تکنولوژی چه خبر است. در این گشت و گذار سه ماهه البته تمرکزم بر مایکروسافت و تفاوت محصولاتش با سایر محصولات دنیای تکنولوژی بود. اما آنچه حالا فهمیدهام باور کردنی نیست. میتوانم حدس بزنم که اگر کل حجم اطلاعات موجود در اینترنت را تحلیل کنید، چهل درصد از آن مربوط به فحشهایی است که کاربران به این شرکت عریض و طویل دادهاند. اصلا انگار فحشخورترین شرکت دنیا مایکروسافت است. از آنجایی که هر کسی در عمرش بالاخره یک بار هم که شده از کنار یک کامپیوتر ویندوزی رد شده است، همه به قدر کافی بهانه برای به فحش کشیدن این کمپانی دارند. تعداد افرادی مثل من که از بچگی با محصولات اپل بزرگ شده باشند و به هیچ وجه حتی به موس یک کامپیوتر ویندوزی هم دست نزده باشند بسیار اندک است. حتی تیمکوک خدابیامرز هم یک زمان اعتراف کرده بوده که برای امتحان هم که شده به سراغ پیسیها رفته است.
نکتهی جالب دیگری که میتوان در این حجم عظیم از فحش به مایکروسافت مشاهده کرد، شباهت کاربران فحشدهنده به یکدیگر است. این کاربران را میتوان به دو دستهی کلی تقسیم کرد. یکی آنهایی هستند که ادعایشان این است: «من از زمان ویندوز موبایل ورژن ۲.۵ تا آخرین عینک هالولنز رو استفاده کردم. همهاش یه مشت آشغاله. عینک بعدیم حتما اندرویدیه.» این دسته از فحش دهندگان بخش اعظم آن چهلدرصد از حجم اینترنت را تولید میکنند و کسی نیست از آنها بپرسد خب اولا چرا بدون تحقیق یک محصول آشغال خریدهاید؟ ثانیا، اگر راضی نبودید چرا در تمام این سالها این پلتفرم را ول نکردهاید و سراغ پلتفرمهای دیگر نرفتهاید؟
اما دستهی دوم فحشدهندگان آنهایی هستند که عینک هولوگرافیک ویندوزی یک بندهخدایی را در تاکسی دیدهاند و خوششان آمده است. بعد از طرف پرسیدهاند: «تلگرام روش نصب میشه؟» آن بنده خدا هم بدون این که قصد پیشنهاد این عینک را داشته باشد، پاسخ داده است که: «بله، نصب میشه.» بعد این دوست پرسشگر ما بدون هیچ تحقیق و مشورت دیگری همان روز عصر از بازار چهارسو یک عدد عینک هولوگرافیک پرچمدار ویندوزی خریده است و وقتی آن را برده به عینک فروشی محلشان که رویش گلس و قاب ژلهای بیندازد، عینکفروش (موبایل فروش سابق) گفته که: «این چه آشغالیه رفتی خریدی؟». از همانجاست که این دوست عینک خریدهی ما شروع میکند به فحشپراکنی در اینترنت علیه مایکروسافت با این مضمون که: «این عینک آشغال رو کسی هست از من بخره خلاص شم؟»
اما برای این که تجربیات سهماههی بنده هدر نرود و دیگران هم بتوانند از آن استفاده کنند، آنچه در دنیای اینترنت و تکنولوژی یافتهام را در زیر به تفکیک هر سایت آوردهام. توجه داشته باشید که سه ماه مدت اندکی است و ممکن است این فهرست کامل نباشد، به بزرگی خودتان ببخشید. این شما و این هم تجربیات بنده:
نویسندگان و گردانندگان این سایت مثل اکثر وبسایتهای خبری دنیای تکنولوژی عاشق محصولات اپل هستند. البته من هم که یک آیشیپ سابق هستم آنها را درک میکنم و ایرادی بر آنها به سبب طرفداری از اپل نمیگیرم، اما مشکل من رفتارشان در قبال مایکروسافت است. این که شما طرفدار اپل باشید، نباید باعث شود از مایکروسافت بد بگویید، اما متأسفانه موضع تکتک نویسندگان ورج در قبال مایکروسافت و محصولات آن مانند موضع نویسندگان روزنامهی کیهان در برابر یک دولت اصلاحطلب است. عینکها و سایر دیوایسهای اپل هرچقدر که عادی باشند، از نظر ورج عالی و انقلابی و بینقصاند و محصولات مایکروسافت هرچقدر که عالی و انقلابی باشند در نظر بررسیکننده یا نویسندهی ورج عادی و خستهکنندهاند. تازه این در صورتی است که آنها به محصولات مایکروسافت اعتنایی بکنند. طبق تحقیقات بنده این وبسایت از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۲۲ صد و نود و چهار مقاله با عنوان «ویندوزفون مرده است» و چهل و هشت مقاله با عنوان «ویندوز هولوگرافیک مرده است» منتشر کرده است.

این سایت نویسندگان نرمالی دارد. شاید به همین علت باشد که چندان کسی به این وبسایت توجهی نمیکند و خیلیها اسمش را هم نشنیدهاند. بیشتر مطالب سایت معطوف به مسائل نسبتا جدی است و کاری با این ندارند که فلان عکس «لو رفته» چه اطلاعاتی از آیگلس بعدی یا گلکسیگلس بعدی دارد. مهمترین تفاوت پیسیورلد نسبت به سایتهای دیگر این است که دشمنی واضحی با مایکروسافت ندارند و از اسمش هم معلوم است که تمرکزش بر کامپیوترهای شخصی است. البته توجه کنید که این وبسایت هم قرار است نان نویسندگانش را در بیاورد و برای همین توقع زیاده از حد نداشته باشید.
در طول این سه ماه خیلی تلاش کردم، اما نهایتا این وبسایت خیلی به درد من نخورد. اینها اصلا نمیدانند شرکتی به نام مایکروسافت و محصولی به اسم ویندوز وجود دارد.
اشتباه نکنید. این که در عنوان یک سایت نام مایکروسافت باشد اصلا به این معنا نیست که در آن سایت افرادی علاقهمند به مایکروسافت در حال کار هستند. آنچه من در این وبسایت دیدم انبوهی نویسندهی آیشیپ بود که آرزو داشتند هرچه زودتر مایکروسافت و محصولاتش از روی کرهی زمین محو شوند. متاسفانه مایکروسافت بزرگتر از آن است که آنها به آرزویشان برسند. اگر میخواهید بدانید یک شغل نامطلوب و جای اشتباه با یک کارمند چه میکند مطالب این وبسایت را بخوانید. حدس من این است که بعضی از نویسندگان خلافکار وبسایت ورج را فرستادهاند تا در این وبسایت دوران محکومیتشان را با نوشتن مطلب با محوریت مایکروسافت بگذرانند. واقعا هم تنبیه خیلی شدیدی است.
این وبسایت در ظاهر به ویندوز اختصاص دارد، اما گول آنها را نخورید. اکثر نویسندگان این وبسایت (که جزئی از یک هولدینگ بزرگتر به نام موبایل نیشن است) دارند با آیگلسهای خودشان حال میکنند و برای شما مقالات «سرفسلنز در راه است» مینویسند. آنها در بین مقالاتی با عنوان «منتظر سرفسلنز بمانید» و «اگر سرفسلنز بیاید انقلابی در دنیای تکنولوژی ایجاد میشود» پنجاه و دو محصول مرتبط و غیر مرتبط با ویندوز و مایکروسافت را تبلیغ میکنند تا نیوزفیدشان خالی نماند. من ایمان دارم که چندتایی از کارمندان مایکروسافت با نویسندگان این وبسایت رفاقت نزدیک دارند. و فکر میکنم برای همین هم هست که همهشان رفتهاند سراغ آیگلس، یعنی بلاخره خبرهایی از پشت صحنه دارند. شما هم اگر عاقل هستید، بروید یک آیگلس جدید بخرید و حالش را ببرید.
معلوم است نویسندگان این وبسایت چندان امیدی به مایکروسافت و محصولاتش ندارند، اما یکی دو تا از آنها هنوز هالولنزهایشان را دور نینداختهاند و به این فکر میکنند خدا را چه دیدی، شاید در آیندهای نزدیک سرفسلنز هم معرفی شد و اپل خاکبرسر شد. برای همین است که پلهای پشت سر خود را تا کنون خراب نکردهاند. و کجدار و مریز رفتار میکنند. البته چندان دور از ذهن نیست که آنها هم یا روند ویندوزسنترال را پیشبگیرند و همراه با ریاکاری، شما را امیدوار نگهدارند، یا مثل مایکروسافت پاوریوزر شروع کنند به فحش دادن به مایکروسافت.
.
به غیر از آنچه بنده معرفی کردم، میلیونها وبسایت و خبرگزاری دیگر هم وجود دارند که چندان فرصت نکردم با آنها خو بگیرم. در کشور خودمان هم وبسایتهای فارسیزبان خیلی خوبی داریم. البته که این وبسایتها بیشتر نقش گوگل ترنسلیت را برای ایرانیان بازی میکنند و بیشتر وقتشان صرف ترجمه میشود، اما وجودشان غنیمت است. من هم در این مدت سه ماهه در سهتا از بهترین وبسایتهای تکنولوژی ایران خیلی وقت گذراندم. در زیر تجربهی خود در برخورد با این سه وبسایت را با شما در میان میگذارم. (برای این که همهی ما میدانیم در کشور عزیزمان چقدر جنبهی انتقاد زیاد است، بعضی جاها را شطرنجی کردهایم که به کسی برنخورد.)
گویا این وبسایت چندین سال پیش همچون ققنوس از خاکستر یک وبسایت بسیار معروف و خوب قدیمی بلند شده است. راستش را بخواهید، این افسانهای است که در همهجا نوشته شده است، اما بنده هرچه گشتم نفهمیدم که آن ققنوس قبلی چرا آتش گرفت و چه بلایی بر سر صاحبانش آمد. آنچه فهمیدم این است که مسئولان این وبسایت جدید همان کاری را با وبسایت قدیمی کردند که شرکت Hmd با برند نوکیا کرد. در واقع ما ایرانیها ظرفیت خوبی برای دوست داشتن چیزهای از دست رفته داریم و هرکس بتوانید از این ظرفیت استفاده کند موفق خواهد شد. البته این چیزها به من ربط ندارد. من به دنبال اطلاعاتی راجع به مایکروسافت بودم و دیدم که در این وبسایت کمابیش همان رویکرد وبسایت ورج دنبال میشود. به هرحال این رویکرد چندان هم غیر منطقی نیست، همان موجی که در دنیای بیرون از ایران وجود دارد، با دوبرابر ارتفاع در ایران هم دیده میشود و چرا نباید بر آن سوار شد؟ هم پولش خوب است، هم عامهپسند است. لازم به ذکر است که این وبسایت خواهرانی به نام «گریههاتو…» و «سرفههاتو…» دارد که مطالب غیر مرتبط با تکنولوژی را در آنها منتشر میکند. بنا بر این اگر روزی در این سایت تکنولوژیک با تیتر «بیست راز از زندگی خصوصی خانم جاستین بیبر که احتمالاً از آنها بیخبر بودهاید» روبرو شدید زیاد تعجب نکنید، این تنها یک لینک ساده است. ادامهاش را باید در «گریههاتو…» بخوانید.
این وبسایت چندسالی است به لطف انتشار لحظه به لحظهی شایعات عینکهای سامسونگ و اپل به رتبهی اول الکسا در کل جهان رسیده است و قصد دارد در آیندهای نزدیک به رتبههای منفی صعود کند. این وبسایت بیشتر اخبار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و آشپزی منتشر میکند و گهگداری اگر خبری از سقوط ارزش سهام مایکروسافت یا صعود سهام اپل منتشر شود، تازه به یاد این میافتد که رسالتهایی در دنیای تکنولوژی هم دارد. عموما زیر پستهای این وبسایت جنگهای خونین و سهمگینی بین «آیشیپها» و «گوگلیها»، بین «دینداران» و «بیدینان»، بین «اصولگرایان» و «اصلاحطلبان» و بقیهی گروههای متخاصم پیش میآید که پیشنهاد میکنم تا حد ممکن از آنها دوری کنید، اما اگر تصمیمتان را گرفتهاید و میخواهید عضو فعال این وبسایت شوید باید در چند جلسه از کلاسهای «چگونه به زمین و زمان فحش دهیم و از همه چیز ناراضی باشیم» شرکت کنید و امتحانات آن را با نمرهی بالا پاس کنید. این وبسایت هم مثل سایت همسایهاش خواهرانی دارد به نامهای «دیگه خیلی بزرگش کردی»، «کجا رفته بودی آخه؟» و غیره. بنا بر این اگر در این سایت به عنوانهایی همچون «در سفر تایلند همراه با خودمان چه چیزهایی ببریم» برخوردید باز هم تعجب نکنید.
مسئولان و نویسندگان این وبسایت استعداد خوبی در زمینهی انتخاب موارد تجاری شکستخورده دارند. آیا کسی نیست به آنها بگوید که این کشتی خیلی وقت است که به کوه یخ برخورد کرده و بهتر است به جای فروش آن دو عدد هالولنز گرد و خاکگرفتهی در انبار مانده، فکری به حال خودشان بکنند و سوار موجهای بعدی تکنولوژی شوند؟ شاید برای همین است که من اندکی به آنها احساس نزدیکی میکنم، چون زندگی خودم همیشه شبیه به یک کشتی در حال غرق شدن بوده است. آنچه در این وبسایت جالبتر به نظر میرسد، بخش نظرات آن است. مخاطبان این وبسایت فقط در دو حالت خودشان را نشان میدهند: یکی این که خبری مربوط به آپدیت تلگرام در سایت منتشر شده باشد، یا این که یکی از همان مطالب «منتظر سرفسلنز باشید» را از وبسایت ویندوزسنترال ترجمه کرده باشند. البته در هر دو صورت واکنش مخاطبان چندان فرقی ندارد. چه بحث تلگرام باشد، چه بحث سرفسلنز، آنها میآیند که فحششان را بدهند و بروند. البته خدا را چه دیدی، شاید توانستند برای هالولنز ۱۵۲۰ خود هم یک مشتری دست به نقد پیدا کنند.
.
این بود تجربهی گشت و گذار سه ماههی من در اینترنت. من به تازگی فهمیدهام که در این چندین سال زندگی، چه چیزهای گرانبهایی را از دست دادهام. در تمام این سالها عمر خود را با خرید محصولات اپل هدر کردهام. شما وقتی یکی از محصولات اپل را بخرید، تبدیل میشوید یکی از چند میلیارد آدمی که از گجت خود راضی است، به بهترین اپلیکیشنها دسترسی دارد، میتواند برای دستگاهی که دارد به دیگران فخر بفروشد و به طور خلاصه یک زندگی کاملا بیدرد و مشکل را تجربه کند. اما معلوم است که این زندگی هیچ هیجانی ندارد.
من بعد از سه ماه فهمیدم تجربهی آنچه در فرومهای محصولات مایکروسافت و بخش نظرات وبسایتهای ویندوزی میگذرد فوقالعاده است. سرگرمی، هیجان و ترسی که در دنیای خریداران گجتهای مایکروسافت وجود دارد را نمیتوان با تماشای هیچ کدام از سریالهای هزار قسمتی یا رفتن به جنگلهای آمازون یا سوار شدن بر بزرگترین رولرکسترهای دنیا مقایسه کرد. شما اگر گرانترین و بهترین محصول ویندوزی را هم خریده باشید، باید با مسائل بزرگی دست و پنجه نرم کنید. مسائلی که یک آیشیپ یا اندرویدشیپ هیچگاه آنها را درک نمیکند. مثلا:
به هر حال نمیدانم چطور تا امروز چنین سرگرمی و هیجانی را از دست دادهام، اما میدانم که از این به بعد آن را از دست نخواهم داد. دیگر تصمیم خودم را گرفتهام. من هم میخواهم سر این سفره بنشینم و بهانهای برای فحش دادن به مایکروسافت پیدا کنم. بنا بر این قصد دارم به زودی یکی از دو عدد هالولنز ۹۵۰ کپکزده در انبارهای فروشگاه وینفون را سفارش دهم.
4 پست
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان