ساتیا نادلا مدیرعامل شرکت مایکروسافت، بیش از دو سال است که در حال ساخت مایکروسافتی جدید است، مایکروسافتی که ابر را به ویندوز و مشارکت را به خودارتقایی ترجیح می دهد. اما احتمالا حوزه ای درون مایکروسافت وجود دارد که برای این شرکت خطر آفرین خواهد بود: جایی که خون تازه ی بسیار کمی در آن جریان دارد.
نادلا خود فرزند مایکروسافت است، جاییست که او از سال ۱۹۹۲ میلادی تقریبا تمام کارهایش را به صورت تمام وقت در آنجا انجام می داده است، چیزی در حدود ربع قرن. بر طبق اطلاعاتی که Steve Nellis از مایکروسافت گزارش داده است، حدود ۱۶.۷ سال پیش بود که نادلا مسیولیت رهبری ارشد تیمی را در مایکروسافت به عهده گرفت، این زمان برای رسیدن به سمت مدیرعاملی در مقایسه با دیگر شرکت ها زمان به نسبت زیادیست. با تحقیقی که صورت گرفت مشخص شد این رقم در کمپانی بزرگی مانند اپل که توسط محافظه کارانی قدیمی رهبری می شود، به طور میانگین به ۱۲.۷ سال می رسد.
البته در این بین استثنا هایی نیز در خود مایکروسافت وجود دارد که میتوان از Peggy Johnson یکی از معاونین ارشد مایکروسافت نام برد که با وجود سابقه ی کم مدیریت، نادلا او را در سال ۲۰۱۴ از کوالکام به مایکروسافت آورد. و نیز شاید شما بتوانید بازی شیر یا خط مایکروسافت را در رابطه با Qi Lu، رییس بخش برنامه های مایکروسافت را به یاد بیاورید. او حدود ۸ سال پیش در سال ۲۰۰۸ به مایکروسافت ملحق شد، با این حال در سال ۲۰۱۳، هیئت مدیره برای جانشینی بالمر، در اوج سکوت، کاملا هوشمندانه با Lu وارد مذاکره شدند در حالی که تری میرسون رئیس کنونی بخش ویندوز مایکروسافت، سابقه ی طولانی تری نسبت به Lu در مایکروسافت داشت (تری میرسون در سال ۱۹۹۷ به مایکروسافت پیوست). که این نشان می داد هیئت مدیره به دنبال کسی است که بتواند تفکراتی نو و آینده نگرانه را به مایکروسافت تزریق کند.
اکنون نادلا به عنوان فردی شناخته می شود که برای هرچه بهتر شدن فعالیت ها و افزایش بازدهی سرویس ها، به طرف هر کسی حتی رقبای منفور گذشته شرکتش نیز دست دوستی دراز می کند. چنین شخصی با چنان ذهن بازی واقعا قابل ستایش است، اما هنوز هم خطر مدیران محافظه کار قدیمی ای که در سمت مشاوران کلیدی کمپانی حضور دارند را در کنار خود حس می کند، مشاورانی که هیچ تمایلی به حرکت مایکروسافت به سمت و سویی نو را ندارند. با توجه به این مساله، نادلا راه دشواری برای تغییر در فرهنگ سازمانی و سیاست کلی شرکت در پیش دارد.
مطلب مسلمی که در این بین وجود دارد این است که مایکروسافت همیشه در طول تاریخ به عنوان شرکتی منزوی شناخته می شده است. در طول دوران کاری مایکروسافت، این شرکت همیشه شعار “در اینجا ساخته نشده” را در درون خود حفظ می کرد که در آن، مایکروسافت، تکنولوژی های جدید را با استفاده از تکنولوژی های انحصاری خودش دنبال می کرد. اینکه چطور در گذشته به حوزه هایی مثل بازی های ویدئویی (ایکس باکس، بازی ها)، حوزه کسب و کار (پایگاه داده ها، سرور ویندوز، آفیس، رایانش ابری)، دستگاه ها (رایانه های شخصی، صفحه کلید / موس)، تبلیغات (بینگ، MSN)، و … وارد می شد، کاملا این فرهنگ را به رخ می کشد و در دهه ی گذشته بود که مایکروسافت در حالی که سرگرم خود و همین دستاورد های انحصاری اش بود که با استفاده از آن ها بتواند چیز جدیدی خلق کند، بزرگترین تحول صنعت تکنولوژی را از دست داد!!!! بله، درست حدس زدید، صنعت بزرگ تلفن همراه.
اما در حال حاضر کمپانی بزرگ و نوآور مایکروسافت با رهبری ساتیا نادلا رویکرد جدیدی را در پیش گرفته است که هر چه زمان بیشتری سپری می شود کمپانی از ویندوز و نام ویندوز فاصله ی بیشتری می گیرد و این ابدا تلخ نیست. این آینده ی روشنی است که ساتیا نادلا قبل از ذهن های فرسوده ی درون مایکروسافت متوجه آن شد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان