
باید بدانید که همه ی ما کاربران و مصرف کننده های لوازم رایانه ای یک شکل نیستیم. افراد با سطح اطلاعات، انتظارات و درک های متفاوتی از تکنولوژی وجود دارند. اما متاسفانه چیزی که در جامعه ی ما مشهود است، اطلاعات کم، درک های نادرست و انتظارات نا بجای اکثر کاربران از شرکت های سازنده است. خوب است کمی برای پیشرفت و رفع عیوب، از خودمان انتقاد کنیم. با وینفون همراه باشید تا خودتان متوجه شوید.
ما ایرانی ها به عنوان متمدن ترین مردم جهان ادعا داریم که بزرگترین استعداد های جهان، بهترین هوش و بالا ترین فرهنگ و سبک زندگی مخصوص ماست. اما متاسفانه شواهدی وجود دارند که تمام این ادعا ها را به زیر سوال می برند. به طور مثال اگر یک فرد خارجی به عنوان توریست وارد کشور ما بشود و به زبان انگلیسی از ما سوال بپرسد و یا کمکی بخواهد، در آن لحظه چند نفر هستند که بتوانند به او کمک کنند و حداقل بفهمند که او چه می گوید؟ اگر فکر می کنید که یادگیری عمومی زبان انگلیسی مخصوص کشور های پیشرفته است، باید بدانید که در بسیاری از کشور های فقیر تر از ایران، رانندگان تاکسی ملزم هستند که به زبان انگلیسی تسلط داشته باشند. همچنین آماری حیرت آور نشان داده است که تعداد چینی هایی که آمریکایی بلند هستند از تعداد خود آمریکایی ها بیشتر است. بهتر است این را هم بدانید که ریشه ی اصلی زبان های انگلیسی و فارسی یک زبان باستانی به نام آریایی یا “هند اروپایی” است. یعنی وجه اشتراک زیادی بین این دو زبان وجود دارد. در حالی که زبان چینی هیچ ارتباطی با انگلیسی و فارسی ندارد.
متاسفانه چند عامل باعث عقب افتادگی ذهنی مردم ایران نسبت به مردم سایر کشور ها شده است:
این سه مورد را با یک مثال برای شما روشن می کنم:
نصب کردن ویندوز بر روی رایانه یک کار کاملا کاربر محور است. یعنی مایکروسافت محیط کاربری نصب ویندوز را طوری ترتیب داده است که هر کس حتی با سواد پایین هم بتواند از پس آن بر بیاید. در واقع وقتی شما شروع به اجرای نصب ویندوز می کنید، رایانه دارد با شما به صورت مستقیم سخن می گوید و تمام مراحل را ریز به ریز به شما توضیح می دهد. اما همه ی ما بار ها و بار ها دیده ایم که بسیاری از مردم ایران خودشان نمی توانند یک ویندوز را روی رایانه نصب کنند. حتی با اظهار نهایت تاسف، بنده کسانی را می شناسم که خود مهندس IT و نرم افزار هستند، یعنی خودشان باید بتوانند نرم افزار بسازند، اما از نصب کردن یک ویندوز ساده عاجز اند! حالا خودتان وضع سایر مردم را ارزیابی کنید. به همین خاطر ما شاهد اعلامیه های زیادی مثل اعلامیه زیر در خیابان ها هستیم که عده ی زیادی با انجام این کار بسیار ساده، در حال کسب درآمد هستند:

این کار ما را به یاد زمانی می اندازد که مخابرات و تلگراف خانه افرادی را تحت عنوان “تلفن چی” یا مامور تلگراف استخدام کرده بود و چون مردم نمی دانستند که چگونه باید با تلفن و وسایل ارتباطی کار کنند، به آن ها می گفتند که فلان شماره را برایشان بگیرند یا فلان پیام را بفرستند. این افراد هم از تمام مکالمات و پیام های خصوصی مردم مطلع می شدند و به نوعی وارد حریم شخصی مردم شده بودند. فرض کنید که الان یک نفر را در یک باجه بگذارند و شما مجبور باشید برای یک تماس تلفنی ساده به او مراجعه کنید. اصلا خنده دار به نظر می رسد. ولی متاسفانه ما هنوز هم کار خنده دار نصب ویندوز را به افراد دیگر می سپاریم.

دلیل بیان سه موردی که در بالا به شما اشاره کردیم را باید تا الان فهمیده باشید. کسانی که زبان انگلیسی بلد نیستند، یا مطالعه و آگاهی ندارند و یا جرات عمل کردن ندارند دقیقا همان کسانی هستند که نمی توانند یک برنامه یا یک ویندوز را روی رایانه شان نصب کنند. یعنی نمی فهمند پیام های رایانه چه می گویند، نمی دانند باید چکار کنند و فکر اگر خودشان وارد عمل شوند رایانه شان منفجر می شود.
اصولا نمی توان گفت که زندگی راحت خوب است یا نه. چرا که راحتی و رفاه از یک طرف می تواند باعث سریع انجام شدن کار های روزمره ی ما می شود و از طرف دیگر باعث تنبلی، ضعف جسم و کند ذهنی ما می شود. بگذارید این مساله را طور دیگری برای شما بیان کنم:
![MC_PC[1]](http://winphone.ir/wp-content/uploads/2016/05/MC_PC1-1024x765.jpg)
زمانی که رایانه وارد زندگی مردم شد، یعنی اوایل دهه ی ۶۰، رایانه یک وسیله ی کاملا اداری و جدی بود. یعنی هیچ کس فکر نمی کرد که روزی بتواند خود را با کامپیوتر سرگرم و با آن بازی کند. کمی که رایانه در میان خانه ها ترویج یافت، حدودا اوایل دهه ۸۰، همچنان رایانه یک وسیله برای انجام اموری مثل تایپ کردن و پردازش های اداری ، آمار گیری ، سیستم های حسابداری و … بود. افرادی که صاحب رایانه های شخصی بودند، به ندرت از آن به عنوان یک کنسول بازی یا یک دستگاه پخش فیلم و آهنگ استفاده می کردند. پس افراد در آن زمان، چه کودک و چه بزرگ، وقتی می خواستند با کامپیوتر کار کنند، فقط می توانیستند نرم افزار ها و قسمت های مختلف دیگر را دستکاری کنند. طی این روند، خود به خود بسیاری از نکات را یاد می گرفتند و می توانستند کار هایی حرفه ای با کامپیوتر انجام دهند.
![tablet_gaming[1]](http://winphone.ir/wp-content/uploads/2016/05/tablet_gaming1.jpg)
اما از زمانی که بازی های کامپیوتری، کنسول ها، تبلت و گوشی های هوشمند رواج پیدا کرد، افرادی که برای اولین بار می خواستند با یک وسیله ی الکترونیکی هوشمند مثل این ها کار کنند، به خاط سادگی کار با این وسایل، نیازی به یادگیری قسمت های مختلف آن نداشتند. از طرفی این وسایل مثل تبلت و موبایل، نمی تواند شامل قسمت های پیچیده ای در محیط کاربری خود باشد. این واقعه مردم را از یادگیری باز نگه داشت و آن ها را به یک مصرف کننده ی محض تبدیل کرد. طوری که حتی یک کار ساده را با رایانه به سختی انجام می دهند. در نتیجه پیامد بسیار بدی که داشت این بود که این نوع از کاربران، وسایل رایانه ای را ابزاری برای سرگرمی، آهنگ گوش دادن و بازی کردن می دانند، نه یک وسیله که بتوان زندگی را با آن بهبود بخشید.
آقای پرویز محمدی (فروشنده کنسول های بازی) می گوید:
علت این که PS4 طرفدار بیشتری نسبت به XBOX ONE دارد این است که کار کردن با آن راحت تر است. مردم نیاز ندارند تا اکانت بسازند و مراحل دیگر کنسول را پشت سر بگذارند. مردم می خواهند دیسک بازی را بگذارند و بلافاصله بازی کنند. مثل کنسول بازی SEGA. از طرفی بازی های XBOX ONE قابل کپی شدن نیستند و خیلی از مردم نمی خواهند برای نسخه ی قانونی پول بپردازند.
آقای حسن غفاری (فروشنده ی موبایل) می گوید:
افت فروش ویندوزفون در بازار های مختلف بخاطر عدم توانایی مردم در برابر استفاده از آن هاست. مردم نمی دانند که چگونه باید گوشی ویندوزفونی خودشان را راه اندازی کنند و اکانت مایکروسافت بسازند. نمی دانند چگونه نرم افزار نصب کنند. بخاطر همین، به سراغ سیستم عامل اندروید می روند تا نه نیاز به اکانت داشته باشند و نه نیاز به خرید قانونی برنامه ها. مردم می خواهند بتوانند هر برنامه ای را به صورت دستی روی گوشی نصب کنند.
همه ی ما بار ها توصیه ی پزشکان و متخصصان فیزیولوژی را شنیده ایم که افراد را به ورزش کردن و تحرک توصیه می کنند. آن ها می گویند تا می توانید به جای اتومبیل از دوچرخه استفاده کنید. به ما گفته اند که علت اکثر بیماری های قلبی و عروقی، چاقی، قند خون و بسیاری از مشکلات جسمی ما به خاطر تنبلی ماست. ما که از در خانه وارد آسانسور می شویم، سوار ماشین شده و با ریموت در را باز می کنیم، به محل کار می رسیم و نصف روز را روی یک صندلی می نشنینیم. راه برگشت را هم به همین صورت می آییم و در خانه می خوابیم تا فردا صبح که دوباره به سرکار برویم. این تمام نشان دهنده ی راحت طلب بودن ماست.
باید بدانید که عدم سواد کافی ما نیز به خاطر همین راحت طلبی ماست. ما نمی خواهیم خودمان را با مشکلات رو برو کنیم. می خواهیم همه چیز با سرعت بیشتر و به راحت ترین شکل ممکن صورت بگیرد. در نتیجه ما به یک فرد کم سواد و یک مصرف کننده ی محض تبدیل خواهیم شد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان