چگونه یک وینفونی شدم؟ سوال جالبیه. بیایید امروز کمی از لحن رسمی اخبار و مقالات تخصصی مایکروسافت فاصله بگیریم و با لحنی دوستانه تر صحبت کنیم. امروز می خوام به روایت داستان وینفونی شدن خودم بپردازم. پس بگذارید از اول داستان شروع کنم.
داستان ورود من به دنیای گوشی های ویندوزی به حدود ۳ سال قبل بر می گرده، همون زمانی که امتحان کنکور رو پشت سر گذاشته و در انتظار ورود به دانشگاه بودم و تصمیم گرفته بودم یک گوشی هوشمند بخرم. با گوشی های ویندوزی کم و بیش آشنا بودم و ۳ مورد مهم رو در مورد این گوشی ها دوست داشتم: طراحی زیبا، سیستم عامل ویندوز فون و برند نوکیا. زمانی که می خواستم گوشی هوشمند ویندوزی بخرم، جدید ترین گوشی ویندوزی که معرفی شده بود لومیا ۱۰۲۰ بود که من خیلی دوست داشتم که رنگ زرد این گوشی رو داشته باشم، اما متاسفانه نشد!
با اینکه حدود چند ماهی از معرفی این گوشی ویندوزی زیبا گذشته بود، اما وقتی که برای خرید این گوشی به فروشگاه های بزرگ رفتم، حتی کوچک ترین اسمی یا نشانی از این گوشی ندیدم. جالب بود، ویترین فروشگاه ها پر بود از گوشی های هوشمند اندرویدی و گوشی های آیفون، اما دریغ از فروشگاهی که بشه گوشی های رنگارنگ ویندوزی رو از پشت ویترین اون دید. اما بالاخره همیشه یه راهی هست، بعد از مدتی گشت و گذار بین فروشگاه ها، یه مغازه رو پیدا کردم که پشت ویترینش یه گوشی ویندوزی داشت. اشتباه نکنید، لومیا ۱۰۲۰ نبود! ولی حداقل تونسته بودم بالاخره یک گوشی ویندوزی رو پیدا کنم و اون گوشی مشکی ویندوزی که پشتی ویترین نظر من رو جلب کرده بود لومیا ۹۲۰ بود.
حقیقت موضوع اینه که اون موقع خودم رو بین یه دو راهی دیدم، اول اینکه من دنبال لومیا ۱۰۲۰ زرد رنگ بودم ولی حالا فقط یک لومیا ۹۲۰ مشکی رنگ رو به عنوان تنها انتخاب گوشی ویندوزی جلو روی خودم داشتم، از طرف دیگه گوشی های آیفون به شکل زیبایی پشت ویترین مغازه ها قرار گرفته بودن و خودشون رو به مشتری ها نشون می دادن! یه مورد دیگه رو هم نباید فراموش کنم و اون اینکه اون موقع فروشگاه های آنلاین به اندازه امروز رواج نداشتن و فروشگاه آنلاین تخصصی خاصی برای محصولات مایکروسافت توی ایران وجود نداشت. همین بود که تنها راه مطمئن برای خرید یه گوشی تقریباً همون فروشگاه های فیزیکی بودند. کمی فکر کردم، اون موقع پرچمدار گوشی های اپلی آیفون ۵ بود که قیمتش حدود ۲ برابر همون لومیا ۹۲۰ مشکی رنگ بود! ولی چرا؟ نمی دونم، این سوالیه که هنوز نتونستم جوابش رو پیدا کنم چون تفاوتی به اندازه این اختلاف قیمت رو نتونستم بین کارایی این دو گوشی پیدا کنم! بگذریم، علاقه من به برند نوکیا و طراحی خاص گوشی های لومیا و همچنین قیمت معقول لومیا ۹۲۰ باعث شد که بالاخره همین گوشی رو انتخاب کنم، مخصوصاً اینکه مقاومت این گوشی رو توی چند کلیپ ویدیویی دیده بودم و خیلی برام جالب بود (البته این مقاومت برای خودم ثابت شد، چون تا حالا چند بار این گوشی از دست من افتاده و ضربه دیده ولی هنوز سالم سالمه).
ورود ما به دنیای گوشی های ویندوزی با همین لومیا ۹۲۰ شروع شد، راستی یادم رفت بگم که لومیا ۹۲۰ اولین گوشی همراه من هم بود و قبل از اون گوشی دیگه ای نداشتم! شاید بپرسید چرا؟ جوابش از نظر من ساده است، چون قبل از اون نیازی به تلفن همراه نداشتم. البته کسی چه می دونه، شاید اون بچه چند ساله که الان یه گوشی هوشمند داره، به دنبال نیازش این گوشی هوشمند رو براش تهیه کردن!!
این تازه ورود ما به دنیای گوشی های ویندوزی بود، اون موقع سیستم عامل لومیا ۹۲۰ ویندوز فون ۸ بود، کهنه کار های ویندوز فونی به یاد دارن که ویندوز فون ۸ امکانات زیادی نداشت ولی برای من مهم نبود چون اون سیستم عامل نیازی های من رو پاسخگو بود. از اونجایی که گوشی های ویندوزی خیلی توی ایران رواج نداشتن، توی بعضی موارد استفاده از گوشی که به مشکل بر می خوردم چاره ای نبود جز سرچ کردن اون موضوعات توی اینترنت و گشتن به دنبال راه حل های اون مشکلات. بعد از مدتی متوجه شدم که یه مرجع خوب توی ایران برای گوشی های ویندوزی وجود داره، منظورم انجمن وینفون سنتر هست که کاربرای قدیمی گوشی های ویندوزی اون انجمن رو به یاد دارن. بالاخره توی انجمن می تونستم جواب سوال های خودم رو پیدا کنم، با کاربرای دیگه تبادل نظر کنم و به نتیجه برسم.
چند وقتی گذشت تا اینکه به نظرم رسید من هم مثل تعدادی دیگه از دوستان میتونم شروع کنم به ترجمه کردن خبر ها و مقالات تا اینکه بتونیم خبر های گوشی های ویندوزی رو هر چه بیشتر پوشش بدیم. ترجمه کردن و نوشتن خبر ها و مقالات برام به یه سرگرمی و کار جالب تبدیل شده بود و داشتم از این کار لذت می بردم. بعد از یه مدت توی انجمن وینفون سنتر نویسنده شدم، راستی یادم رفت بگم نام کاربری من توی انجمن وینفون سنتر، ELEGANCE بود. خلاصه نویسندگی به یکی از تفریحات روزانه من تبدیل شده بود. چند وقت بعد مدیر ارشد انجمن شدم و مدتی رو در خدمت کاربرای ویندوز فونی انجمن وینفون سنتر بودم. همه این ها گذشت تا اینکه به دلایلی تصمیم به کناره گیری از انجمن وینفون سنتر گرفتم.
چون نویسندگی به یکی علاقه های من تبدیل شده بود، بعد از جدایی از انجمن وینفون سنتر دوست داشتم از این به بعد هم به نویسندگی ادامه بدم اما دیگه می خواستم توی یه سایت فعالیت کنم. دو تا راه پیش روی من بود: یه سایت تکنولوژی رو برای ادامه فعالیتم انتخاب کنم یا اینکه یه سایت ویندوزی را انتخاب کنم. دو مورد باعث شد که یه سایت ویندوزی رو انتخاب کنم، اول اینکه سایت های مطرح تکنولوژی شرایط سختی رو برای جذب نویسنده داشتن (البته هنوز هم همون شرایط سخت رو دارن) و دوم اینکه من بیشتر به فعالیت توی یه سایت ویندوزی علاقه داشتم. انتخاب سختی پیش روی من نبود، سایت وینفون رو از قبل می شناختم و با کیفیت بالای مطالبش آشنا بودم، پس وینفون رو انتخاب کردم. البته ورود من به وینفون به همین سادگی ها نبود، اون موقع وینفون جذب نویسنده جدید نداشت. من هم آدمی نیستم که از چیزی که می خوام دست بکشم، خلاصه انقدر پیگیر این موضوع شدم (هر جایی که آقای درویش زاده رو توی سایت میدیدم سریع درخواست نویسندگی میدادم، خلاصه خیلی مزاحم ایشون شدم) که با درخواست من برای نویسنده شدن توی وینفون موافقت شد.
بالاخره با درخواست نویسندگی من موافقت شده بود. درسته که تا قبل از ورود به وینفون خبر ها و مطالب زیادی رو نوشته بودم، اما اینجا دیگه یه سایت بود و باید قواعد خاصی رو رعایت می کردم، خلاصه اینکه یه چند وقتی هم دوره آموزشی داشتم (صبح ها قبل از طلوع آفتاب بیدار می شدم، یه ورزش صبح گاهی داشتیم توی دوران آموزشی! عه ببخشید یه لحظه فکر کردم سربازی بود، البته من هنوز خدمت سربازی هم نرفتم! پیچیده شد، فراموشش کنید). البته نا گفته نمونه که دوران آموزشی را تحت نظر دوست عزیز گذروندم (به نظر شما دوست عزیز کیه؟ به کسی نگید، بین خودمون بمونه). بالاخره بعد از مدتی من هم نویسنده رسمی وینفون شدم و تا الان در خدمت شما هستم (البته از زمان ورودم به وینفون تا حالا بیشتر از یک سال میگذره ولی همش خاطره خوبه).
تو این مدت که نویسنده وینفون بودم، از وب سایت های مختلفی به نویسندگی دعوت شدم و پیشنهاد های مالی خوبی برای من ارسال شد، ولی دوستانی که برای من پیشنهاد ها رو فرستادن یه چیزی رو درست نمی دونستن و اون اینکه من برای پول به وینفون نیومدم که به خاطر پول بخوام از وینفون برم. من الان عضوی از یک تیم بسیار صمیمی هستم و بودن در کنار تیم خلاق و دوست داشتنی وینفون برای من بسیار لذت بخشه، بهترین دوستان من الان اعضای تیم وینفون هستن.
راستی یادم رفت بگم که هنوز هم گوشی من همون لومیا ۹۲۰ هست! شاید برای شما جای سوال باشه که چرا یه گوشی جدید تر نگرفتم؟ جواب سختی نداره، لومیا ۹۲۰ هنوز هم پاسخگوی نیاز های منه و از طرف دیگه به نظر من هنوز گوشی جدیدی معرفی نشده که ویژگی خیلی خاص و یا برتری خیلی زیادی نسبت به لومیا ۹۲۰ داشته باشه، نا گفته نمونه منتظر سرفس فون احتمالی هستم و امیدوارم در صورت وجود، مثل سایر محصولات سرفس شاهکار باشه.
شاید یه سوال دیگه هم داشته باشید یا شاید نداشته باشید، ولی خودم می پرسم! تا حالا چند نفر از اطرافیانم رو متقاعد کردم که گوشی ویندوزی بگیرن؟ تا حالا کسی از اطرافیانم رو متقاعد نکردم که گوشی ویندوزی بگیره، چون فکر می کنم که هدف ما ارائه بهترین اطلاعات به مردم هست تا اون ها بتونن با توجه به نیازشون گوشی خودشون رو انتخاب کنن! پس ما همیشه سعی می کنیم که بهترین و دقیق ترین اطلاعات رو در اختیار مردم قرار بدیم و انتخاب رو به عهده خود مردم میذاریم. به نظرم کم لطفی کردم اگه یه چیزی رو نگم! به نظرتون چی می خوام بگم؟ می خوام بگم تیم وینفون فوق العاده است و قبل از اینکه عضوی از این تیم باشم هیچ وقت تصور نمی کردم بتونم همچین تیم خلاق و صمیمی رو تجربه کنم (خواهشاً ما رو چشم نزنید! شوخی کردم، کاربرای وینفون هم مثل اعضای تیم وینفون صمیمی هستن).
چگونه یک وینفونی شدم؟ جوابش رو دادم دیگه! شما چجوری یک وینفونی شدید؟
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان